Sunday, August 10, 2008

دنیای وارونه ی وارونه

درست در همان روزی که هنر،تمدن ، زیبایی ، همکاری و هماهنگی مردمان چشم بادامی مشرق زمین ، چشم جهانیان را خیره کرده بود ، در گوشه ای دیگر از دنیا آتش جنگی دیگر برافروخته شد ، در همان زمان که کبوتر سفید که یاد از صلح می آورد با حرکت آدمهایی آن را درست کرده بودند به پرواز در آمد ، جان صدها انسان دیگر در جایی دیگر به پرواز درآمد . در روزهایی که بازیهای المپیک ، باید نوید بخش زندگانی بهتر همراه با صلح و دوستی در جهان باشد ، در عراق ، افغانستان ، دارفور ، و البته اوستیای جنوبی غیر نظامیان براحتی چهره در خاک می کشند . و چه راحت جان آدمی تیتر یک روزنامه ها و خبر خبرگزاری ها می شوند و آژانس های خبری برای شکار تصاویر و مخابره ی مرگ با هم مسابقه می دهند و خبری مثل " کشته شدن بیش از 2000 نفر در درگیرهای دو روز گذشته در اوستیای جنوبی " را به خورد انسان مدرن !!! می دهند . و همین انسان مدرن با تاسف ، در حالی که پا روی پایش انداخته و بر روی صندلی راحتی خانه اش نشسته است و چشم بر تلویزیون دارد ، سری تکان می دهد ، که عجب ، آه .... افسوس...(*)
در حالی که دولت چین تا کنون بیش از چهل میلیارد دلار خرج بازیهای المپیک کرده است تا از قبل آن چیزی بیش از آن عایدش شود و کشورش و امکانات و زیبایی و ... را به رخ جهانیان می کشد ، و از آن سو دولت آمریکا ، برای منافع بلند مدت خود ، صدها میلیارد دلار در عراق و افغانستان برای آدم کشی خرج می کند ؛ کودکان در آفریقا ، جنوب آسیا ، آمریکای لاتین ، از سوتغذیه رنج می برند

و برای تکه نانی ، میز و نیمکت مدرسه را ترک و به اردوگاههای کار اجباری( و براستی چه فرقی است بین اردوگاههای کار اجباری آلمان نازی و کارگاههای کپک زده و تاریک قالی بافی و آهنگری و نجاری و ... ؟!!! ) برده می شوند

و زنان برای سیر کردن شکم خود و کودکان قد و نیم قد خود ، تن را حراج می کنند و مردان بیکار شده به بهانه ی "تعدیل نیروی انسانی " در ازای سود بیشتر کارفرما از فرط خجالت و شرمندگی جان خود را با الکل و مواد مخدر و ... قمار می کنند !!!

دنیای وارونه ای داریم ، از طرفی دم از "صلح " می زنیم و برایش نماد درست می کنیم و از سوی دیگر لحظه ای تصور دنیای جنگ برایمان مسخره جلوه می کند !!! از طرفی دم از " همکاری " ، " همزیستی مسالمت آمیز " و " عدالت و برابری و رفع هر گونه تبعیض " می زنیم و "شعار انسان گرایی و اخلاق و انسانیت و حقوق بشر " مان گوش فلک را کر کرده است و از سوی دیگر در برابر کار کودکان و روسپیگری و حراج جان آدمی در جنگ ها و فقر و تیعیض جنسیتی و نژادی ، سکوت می کنیم و راحت از همه ی اینها می گذریم ،مبادا که تیپ و ژستمان بهم بریزد و به منافع شخصی و جمعی مان اندکی خدشه وارد شود ، آخر ما انسانهای دوران مدرن هستیم و باید نقشی از مدرنیته داشته باشیم !!!
پانوشت :
(*) : انسان مدرن ، حق دارد تنها تاسف بخورد و سری تکان بدهد ، انسان مدرن آنقدر از خود بیگانه شده است که دیگر رمقی برای اعتراض ندارد . و از خودبیگانگی نه به معنای بیگانه شدن از خویشتن بواسطه ی انجام کار جزیی و تکراری ؛ بل به معنای دور شدن از معنا و مفهوم زندگی ، به این معنا که انسان مدرن ، آنقدر گرفتار فردیت شده است که یادش رفته است ، انسان موجودی اجتماعی است . مبنای نگاه فلسفی که جهت گیری زندگی را در " فایده باوری " می داند و از دل آن " ماکزیمم کردن مطلوبیت و سود بنگاه متبوع فرد " در می آید ، دیگر جایی برای "عصیان" و "شجاعت تغییر دادن و تغییر یافتن " نمی گذارد ، و این قصه ی پر غصه ی انسانهای بیگانه از معنای انسانیت است.
پی نوشت :
1) در این دنیای وارونه و سیاه ، نمایندگان مجلس هشتم نیز برای اینکه از سیاهی کم نیاورند و دلشان می خواهد بر دامن آنان نیز لکه ی سیاهی تا ابد باقی بماند ، شتاب در تصویب لایحه ی ضد زن دارند...
2) با این لینک که لاله ی عزیزم برایم فرستاد ،این پست سیاهتر شد ، همین الان هم با باز کردن صفحه ی یاهو برای چک کردن ایمیل هایم ، نگاهم روی لینکی ثابت ماند : وضعیت خطرناک کودکان در معادن طلا در غرب آفریقا
خبرنگار AP در غرب آفریقا از پایتخت سنگال می نویسد : بخش عظیمی از طلای مدفون شده در دل زمین در بخش وسیعی از غرب آفریقا که عموما شامل کشورهای فقیر می شود ، وجود دارد . معادن طلا در این نواحی شامل هزاران کودک است که در شرایط سخت و خطرناک معدن ساعت ها کار می کنند . سن برخی از این کودکان به زحمت به چهار سال می رسد ، یکی از این کودکان به نام سالیو دیالو با داشتن 12 سال سن ، کمتر از 4 فوت ( حدود صد و بیست سانتی متر ) بلندی دارد ....
اینجا کجاست ؟ ما کجا زندگی می کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟