میرای مهربانم ، امیر فرشاد عزیز و الینای دوست داشتنی مرا به بازی که "توکای مقدس " در وبلاگستان ، راه انداخته بود ، دعوت کردند . با یک عالمه تاخیر ، می نویسم .
قبل از اینکه وارد بازی ! شوم ، می خواهم چند حرف بزنم !
تجربه ی وبلاگ نویسی ، برای من تجربه ی ناب و خوب و آموزنده ای بود . با بلاگ نوشتن، خیلی چیزهای خوب بدست آوردم . و مهمترینش دوستان خیلی خوب بود . الان تقریبا وبلاگهایی را که بطور منظم می خوانم با نویسندهایشان آشنا هستم و دست کم یک دفعه نویسنده شان را دیده ام . دیدن آدمهایی که در دنیای مجازی می نویسند و نشستن و در دنیای واقعی ، بی پرده ، با آنها صحبت کردن ، تجربه ی خیلی خوبی است. در این پست ، وبلاگهایی که بیشتر می خوانم را می نویسم ، و اگر نه خیلی وبلاگهایی هستند که می خوانم و مشتری دائمی شان هستم و اگر بخواهم آنها را هم بنویسم ، مثنوی هفتاد من کاغذ می شود !
خوب برویم سراغ بازی :
وبلاگ های دوستانم
کلمه های بی قرار : جریان این وبلاگ متفاوت از بسیاری دیگر از دوستانم هست ، من اول با "کلمه های بی قرار " در جایی دیگر از دنیای مجازی ، آشنا شدم ، با او حرف زدم ، او را شناختم و یکی از بهترین دوستانم شد و بعد خواننده ی وبلاگش شدم . این روزها " کلمه های بی قرار" ، بی قرارتر می نویسد و من دلتنگ نوشته های قدیمی اش هستم، می دانم زمان لازم است برای آرامش یافتن و آرام شدنش ، بعد از آنهمه اتفاقهای عجیب و غریب ، بعداز آنهمه سختی و ... ، می دانم زمان لازم است ، اما امیدوارم که زود زود این اتفاق بیفتد . برای آرامشش دعا خواهم کرد...
میرا : خواهری مهربان و پرشور و شر ، همه ی اونهایی که میرا رو می شناسند به شلوغ کاری ها و شیطنت هایش واقف اند . دختری که درد انسانهایی را دارد که در زمانه ی بی رحم ، حقوق شان از دست می رود ، خواه زنان ، خواه کودکان کار ، خواه نوجوانان در آستانه ی اعدام و ... ، میرا شاید در یک کلام برای بر قراری حقوق بشر به معنای واقعی کلمه در ایران می جنگد . میرا هنوز به اصلاحات و سید اصلاحات ، امیدوار است ، فعالیت حزبی می کند و راه دموکراسی در ایران را از این زاویه می بیند ، از اینکه در راهی که انتخاب کرده است ، جدی است ، او را می ستایم ، هر چند که من معتقدم نه این آدمها که خود را به نام "اصلاح طلب " متصف کرده اند ، اصلاح طلب اند و نه مشی آنها اصلاح طلبانه ...
گفتنی ها : امیر فرشاد ابراهیمی ، سر پرونده ای موسوم به نوارسازان در ایران معروف شد ، آن روزها در نواری ، امیر فرشاد افشاگری مبسوطی علیه عوامل موسوم به انصار حزب الله و اعوان و انصارشان انجام داد ، بعد از کلی اتفاق و زندان و ... امیر فرشاد هم مانند خیلی ها عطای وطن را به لقایش بخشید و شد یک تبعیدی از هزاران تبعیدی این خاک ... در سایت امیر ، گفتنی هایش را می توان خواند . به امید روزی که ایران آزاد شود و امیر و امیرها به وطن بازگردند .
مردادی کوچک : دختری بسیار مهربان ، تا قبل از این که ببینمش اصلا فکرش را هم نمی کردم که چنین نگاهی به زندگی و انسان داشته باشد ، فکر می کردم از آن دخترهای مرفه است که برای آرام کردن وجدان درد ، گاهی هم می نویسند ، اما دیدن الینا و صحبت کردن با او ، مرا از اشتباهی که به آن دچار بودم ، بیرون آورد . الینا ، مهربان است و بواسطه ی مهربانی اش ، بیش از همه درد کودکان این مرز و بوم را دارد و فعالیت های قبلی اش نیز روی موضوع کودکان متمرکز بوده است . به نظر من که راهی که انتخاب کرده است درست است و تمرکز روی مسئله و حقوق کودکان در ایران ، یکی از مهمترین مسائلی است که از سوی گروههای اجتماعی فعال مغفول و یا تا حدودی مغفول مانده است . شاید درست باشد که بگوییم که کودک آگاه و سالم امروز، جامعه ی سالم و آگاه فردا را می سازد .
نیک نوشت : وبلاگ نیکزاد را تازه کشف کرده ام ، قبلا ها نوشته هایش که گاهی در سایت ادوار و خبرنامه امیرکبیر گذاشته می شد ، خوانده بودم . اما بتازگی خواننده ی وبلاگش شده ام ، نیکزاد را هنوز ندیده ام و او از معدود دوستان وبلاگی هست که ندیده امش ، از جنس حرفهای نیکزاد او را دختری مهربان یافتم ، نیکزاد درد زنان دارد و دغدغه ی زندگی بهتر برای نیمی از انسانهای ایران و زمین . با نیکزاد همراهم .
زندانی ایران : خواهر مهربانم و با احساسم . با قلمی افسونگر و زیبا . گاه بیش از حد زندگی را سیاه می بیند . و این مرا سخت در رنج و اندوه فرو می برد . قلم پروانه را همواره می ستایم .
ولیمه : بهاره یکی از اولین دوستان وبلاگی ام است . بواسطه ی بهاره با خیلی از بچه هایی که الان دوستان خوبم هستند ، مثل حسام و علی و هژیر و ... آشنا شدم . دختری که دنبال دانستن و فهمیدن است . با تمام محدودیت هایی که دارد برای رسیدن به آنچه می خواهد می کوشد و مبارزه می کند . دوست دارم بهش بگویم که برای انتخاب راه باید راههای مختلف را شناخت و بعد بهترینش را انتخاب کرد ، کاری که فکر می کنم بهاره از آن غافل مانده است و خود را محدود به یک راه کرده است .
نوای نی : یک شلوغ کن حرفه ای ، یک چپ مذهبی تمام عیار با علاقه ای خاص به دکتر علی شریعتی . و البته یک وبلاگ نویس پر کار با پست هایی هر یک به اندازه ی یک مثنوی ( بابا یه کم کوتاهتر ، کور شدم ) . بعد از ماجرای دستگیری اش در پاییز گذشته ، کمی فتیله را پایین کشیده است و متین تر می نویسد ، و اتفاقا هم درستش همین است .
پرگاس : یک فعال زنان و حقوق بشر ، پرشور ، خستگی ناپذیر . آیدا از آن زنانی است که برای رسیدن به هدف خود از پای نمی نشیند ، تلاش پیگیرانه اش سر توقف اعدام های زنان و کودکان و حتی رفتن تا زندان اوین در نیمه شب و صحبت با خانواده های مقتول و راضی کردن آنها برایم همیشه تحسین بر انگیز بوده است . گاه با تمام سختی ها ، وقتی فکر می کنم ایران هنوز آیداهایی دارد که برای زندگی بهتر مبارزه می کنند ، امید تازه ای می گیرم .
پنج شنبه ی اخیر که به مناسبت 22 خرداد بچه ها برنامه داشتند و با الطاف خفیه و آشکار نیروی انتظامی برنامه برگزار نشد و هشت تن از فعالین زنان هم طی آن بازداشت شدند ، یک از بازداشتی ها ، آیدا سعادت بود. نمی توانم احساس خودم را وقتی نام آیدا را در میان بازداشت شدگان دیدم ، توصیف کنم . فقط خدا را شکر که زود دوستان عزیزم و آیدا را آزاد کردند . تا آنجا که یادم است ( اگر درست یادم مانده باشد ) بیست و هشتم خرداد تولد آیدای جنبش زنان است ، تولدش مبارک .
اخیرا ، وبلاگ آیدا دوباره به تیغ تیز فیلتر گرفتار شده است ، آیدا باید به فکر خانه ای جدید باشد ، انگار هر کس در این کشور ، آزادی و احقاق حقوقش را بخواهد ، خانه بدوشی سرنوشتش می شود...
حرفهای یک 54 ای : دختری با احساس و شاعرپیشه ، بقول دوست عزیز ، شراره یک روز باید نویسنده شود . هنوز هم ، با این که دیدمش ، نمی توانم قیافه اش را با نوشته هایش تطبیق دهم . این هم نوعی است دیگر !! خیلی نمی توانم از شراره بنویسم ، بهتر است خودتان بروید و نثر شاعرانه و لطیفش را بخوانید .
محاوره : یک تحلیل گر سیاسی و گاها یک منتقد فیلم های سینمایی . خوب و روان می نویسد و من همیشه از خواندن مطالبش لذت برده ام . سامان عزیز ، قلمت هماوره مستدام باد .
حواری خورشید : قلم جادویی اش را عاشقم . کم می نویسد این روزها ، اما وقتی می نویسد بلوا به پا می کند در دل و ذهن و جان . با تمام اختلافات فکری ، رفیق خوبم است ، شاید چون هژیر بیش از ایدئولوژی ، رابطه اش را بر اساس اخلاق و مشی دموکراتیک و ارزش مند بودن انسان بواسطه ی انسان بودنش گذاشته است . دوست دارم یک روز به اندازه ی او ، تاریخ بخوانم .
مهر ایران : از اولین وبلاگ هایی که می خواندم ، وقتی وبلاگ نویسی را شروع کردم ، تا حال ، امیر همراهم بوده است . چند بار مجبور به خانه بدوشی شد و چند وقت هم تعطیل کرده بود . حالا دارد دوباره – اما خیلی کم – می نویسد . امیر خوب می نویسد ، اما گاه بیش از حد جملات را می پیچاند و تاب می دهد . توصیف های جالبی در نوشته هایش دارد و گاه ترکیب های بدیعی می آفریند ، اما گاه در این کار زیاده روی می کند و همین نوشته اش را از روانی و سادگی می اندازد و نوشته رنگ تکلف می گیرد . عاشق حسین پناهی و یک چپ با اخلاق ( و البته سرمایه دار !! چشک ) . دلم برایش خیلی تنگ است .
زخمهای نشمرده : او هم یک چپ مذهبی است ، هر چند که به خودش هم گفته ام که معنی این عبارت را نمی فهمم و باید سر فرصت با هم حضوری حرف بزنیم ، اما خوب است و مهربان ، آرام و به نظر می آید که ساختار شکن است . راستش من با دخترهای ساختار شکن خیلی حال می کنم . فکر می کنم خیلی به "م.ن" عزیزم نزدیکم و دوستان خوبی خواهیم شد ...
ارتفاع شکوه ناک فروتنی : لاله این روزها خیلی گرفته است ، دقیق مشکلش را نمی دانم اما دوست دارم تا جایی که از دستم بر می آید کمکش کنم ، از وبلاگستان خداحافظی کرده است . و جایش بس خالی است .
زندگی برای رهایی : مهربان ، با انرژی و دردمند . همیشه در چشمانش زندگی را خوانده ام ، یک دوست خوب . و یک فعال دلسوز زنان .
ققنوس : مهربان و دلسوز و با معرفت . کم کار در نوشتن وبلاگ . یک وطن دوست اساسی ، عاشق مصدق . یک کوه احساس ...
مطرود : با احساس ، استاد در نوشتن یک قطعه ی کوتاه ادبی ، نوشته هایش ذهن را افسون می کند و این روزها او هم به تیغ فیلتر گرفتار شده است ، هر چه فکر کردم نفهمیدم چرا مطرود باید فیلتر شود ، اگر دلیل فیلتر شدن پرگاس نوشتن از زنان باشد و نوای نی به خاطر نوشته های سیاسی اش باید فیلتر شود ، نمی فهمم جملات لطیف یک ذهن ژرف نگر و یک قلب حساس ، چرا باید فیلتر شود ؟؟
کاریز : سایتی با مضمون سیاسی ، بیشتر در مورد لبنان ، با نگاهی متفاوت نسبت به مسائل مختلف خاورمیانه و لبنان ، با نویسندگی علی مهتدی ، دوست خوبم .
زن فردا : آیدا ، مدتی در فانوس می نوشت و پایه ی نوشته هایش بودم ، یک مدت تعطیل کرده بود و حالا قرار است با زن فردا بیاید ، بی صبرانه منتظر راه افتادن وبلاگ جدیدش هستم ( د ! بجنب )
همان طور که گفتم وبلاگ های دیگر را هم می خوانم ، که اگر بخواهم بنویسم ، یک عالمه می شود ، ولی در آخر ،دلم نیامد از دوستان مهربانم از جمله پیهن ، عبور از راه بی نقشه ، کلید ، نوعی دیگر ، از مرگ ، یاد نکنم .
همدرسان دانشگاه
صنم : از بچه های دفتر ، حساس ، به نظر می آید شاعر پیشگی را دوست دارم . زبان گزنده و مهربانی قلبش معجون جالبی است ، نباید از دستش ناراحت شد ، چون آن وقت کار آدم در دوستی سخت می شود !!
هوای آفتاب : مائده هم از بچه های پایه ی دفتر هست ، مهربان ، فوق العاده آرام ، همیشه به این آرامشش حسودی ام می شود ، کم حرف ، اما وقتی می گوید ، دقیق و متفکرانه می گوید . یه بچه صنایعی باحال ( هم رشته ای سابق ) . فقط عیبش این است که در وبلاگش وقتی می خواهد از مسائل فلسفی و دغدغه های فکری اش بنویسد ، سخت می نویسد ، اگر ساده تر بنویسد حرف ندارد .
نوشتن و دیگر هیچ : یاسر هم از بچه های دفتر است . اهل بحث و فلسفیدن ! گاه فکر می کنم یاسر باید یا رشته ی فلسفه می رفت یا اگر آمده فنی باید ریاضی و فیزیک می خواند ، متالورژی و یاسر را با هم نمی توانم هضم کنم .
دولت عشق : یک هم کلاسی جدید ، صنایعی سابق و اقتصادی فعلی . از بی نقابی اش و رک بودنش خوشم می آید .و این ، در نوشته هایش هم مشهود است . دغدغه ی زندگی ، معنای آن و بهتر زیستن را دارد. بیش از حد عقل گرا !! بشدت مهربان . و یک دوست خوب و قابل اعتماد . فکر کنم این روزها هر شب خواب رفتن از ایران را می بیند . مرضیه جان سخت نگیر ، زندگی می گذرد . یه کم دیگه صبر کنی ، فوق رو گرفتی و تو یه دانشگاه عالی بورس شدی ، تو که درست خوبه غصه نداری !
اقتصادیون
نیاک : بیش از یک نویسنده ی معمولی و یک استاد دانشگاه ، یک دوست بزرگ خیلی خیلی خوب . خیلی وقت است از نیاک بی خبرم ، دلم هم برایش تنگ شده است ، من خودم به خاطر درگیری های درسی و فکری و امتحانات لعنتی و بی حوصلگی یه مدت زیادی هست نامه نوشتنم نمی آید . خوب نیاک تو چرا واسه من نمی نویسی ؟ )-:
نیاک یک منتقد است و این برای من که در فضای بسته ی استادان دانشکده اقتصاد شریف گیر کرده ام ، غنیمتی است . اطلاعات نیاک در مورد تاریخ رشک آور است و تحلیلش درباره یپیش زمینه ی استبداد در ایران جالب بود . دلتنگ او هم هستم .
یک لیوان چای داغ : یک شریفی سابق ، و طرفدار اساسی اقتصاد بازار ، نوشته های اقتصادی اش را ساده می نویسد و این برای کسانی که اطلاع کمی از اقتصاد دارند غنیمت است . همراه تفکر دکتر نیلی و غنی نژاد و طبیبیان . کلاس های گیم پارسالش خوب بودند . حامد در ضمن یک دفتری سابق هم هست .
یادداشت آزاد : آزاده اقتصاد را ساده و با آمار و ارقام می نویسد . دردمند است . درد وضعیت اسفبار زندگی ، معیشت و رفاه مردم ایران را در تک تک پست هایش می توانی ببینی . با تمام سختی ها ، احساس می کنم ایران را دوست می دارد .
پی نوشت :
درگیر امتحاناتم و آخرینش ، روز یکشنبه است ، این چند وقت ، چند اتفاق افتاد که خیلی دوست داشتم می نوشتم . از سفر مفتضحانه ی احمدی نژاد به ایتالیا تا آزادی سردار زارعی با وثیقه ی 50 میلیون تومان ، تا ماجرای 22 خرداد و مهربانی دوباره سبزپوشان به دوستان عزیزم ، تا تورم 25% در اردیبهشت . ولی وقت نداشتم و تمام این ده روز به سکوت گذشت . از هفته ی دیگر دوست دارم منظم تر بنویسم .

|