چند روز پیش تلویزیون گزارشی پخش کرد با این موضوع که اگر از آسمان 10 میلیون تومان به شما برسد چه کار می کنید ؟
افرادی که به این پرسش پاسخ دادند عموما پاسخهایی از قبیل ، پرداخت دیون و بدهی ها ، خرید وسایل زندگی ، خرید مایحتاج عمومی و... دادند ( یک نفر هم گفت می روم ایرانگردی و جهانگردی ! )
گزارشگر سپس نتیجه گیری کرد که مردم ما اهل پس انداز و سرمایه گذاری نیستند ! و بیشتر دوست دارند که "مصرف " کنند . و در ادامه گفت : باید مردم را به پس انداز و سرمایه گذاری تشویق کرد ، باید فرهنگ سرمایه گذاری را ترویج کرد و اینکه مردم ما فرهنگ مصرف گرا دارند و این عادت باید تصحیح شود .
سوالی که مطرح است ، این است که این گزارش و گزارش ها و آمارهایی از این دست چقدر معتبر و قابل استناد است ؟ آیا مشکل واقعا فرهنگ مردم است ؟ آیا با توصیه های اخلاقی و دستوری می توان این مشکل را حل کرد ؟
شک نیست که میل نهایی مردم ایران نسبت به مصرف ، بیشتر از میل نهایی نسبت به پس انداز است . و آمار کاهنده ی رشد سرمایه گذاری در ایران ، خود گواه این مدعا است.
از طرف دیگر ، جواب سوال بالا ، منفی به نظر می رسد . اگر از دید سودمندی و فایده نگری به قضیه نگاه کنیم ، راه حل مسئله در جای دیگری دیده می شود .
اقتصاد خرد با این فرضیه شروع می شود که انسان اقتصادی ، عقلانی است و با تعریفی که از عقلانیت می دهد و به همراه فروضی دیگر ، اصل انتخاب سبد کالا و خدمات مصرف کننده با اصل ماکزیمم کردن مطلوبیت پیوند می خورد . به عبارت دیگر با توجه به بودجه ی مصرف کننده ، مصرف کننده سبدی از کالا و خدماتی را انتخاب می کند که تابع مطلوبیت وی ماکزیمم شود . نکته ی دیگر اینکه ، همه چیز در اقتصاد برای مصرف خلاصه می شود. تولید می کنیم تا مصرف کنیم ، اقتصادمان رشد می کند تا منابع بیشتری برای مصرف داشته باشیم و از همین نگاه نیز ، پس انداز می کنیم تا در آینده مصرف کنیم .
وقتی به جواب های پرسش شوندگان نگاه شود ، دقیقا چنین جوابهایی با عقلانیت و فایده باوری همخوان است .
سالیان سال است که نرخ بهره ی واقعی در اقتصاد ایران منفی و یا نزدیک به صفر است. قدرت خرید مردم ، سالانه متناسب با نرخ تورم – که در چند سال اخیر شتاب فزاینده ای گرفته است – کاهش می یابد .قیمت ها افزایش می یابد در حالی که سطح درآمد ، به ویژه در میان حقوق بگیران به کندی رشد می کند . از این رو ، مصرف در حال مطلوبیت بیشتری نسبت به آینده دارد .
مثلا فردی را در نظر بگیرید که در حال حاضر 1000 تومان دارد و می تواند با آن X واحد از کالای y را بخرد . اگر این فرد در حساب سپرده ی یک ساله در بانک پولش را پس انداز کند ، در بهترین حالت 17 % سود به پول وی تعلق می گیرد ، نرخ تورم ؛ با توجه به آمارهایی که جمهوری اسلامی اعلام می کند عددی بین 19 تا 20 % در نوسان است . ( که البته نرخ واقعی تورم بیش از این تخمین زده می شود ) این فرد بعد از یک سال مقدار پولی که به دست می آورد برابر 970 تومان خواهد بود .(منظور ارزش واقعی پول وی است ، و اگر نه بانک 1170 در حساب وی پول واریز می کند . ) قیمت کالای y در این مدت 20% افزایش یافته است ، در نتیجه مقدار خرید از آن کالا کمتر از x واحد است . حال فرد نه تنها 1000 تومان پول را دیگر ندارد بلکه ارزش پولش (1170 تومان پول در دستش ) به عدد 970 تومان سقوط کرده است . به عبارتی با چنین نرخ بهره ای ، فرد به خاطر پس انداز تنبیه می شود !! و نرخ بهره ، به فرد علامت می دهد که مصرف عقلانی تر از پس انداز است .
حال نگاهی به سرمایه گذاری می اندازیم ، رابطه ی سرمایه گذاری با نرخ بهره ، رابطه ای منفی است ، یعنی هرچه نرخ بهره کمتر باشد ، سرمایه گذاری بیشتر می شود . اما اینکه چرا در ایران سرمایه گذاری با روند کاهشی روبرو است ، به نظر من جواب در دو بخش قابل بررسی است . اول اینکه ریسک سرمایه گذاری در ایران بالاست ، چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید ، شرایط اقتصادی و سیاسی کشور و قوانین حاکم بر نظام دیوان سالاری ایران ، فشارهای خارجی ، تحریم های بین المللی ، و ... همه دست به دست هم داده اند تا سرمایه گذاری در ایران همراه با ریسک بالایی باشد . نمی شود هر روز برای تمام دنیا شاخ و شانه کشید ، یک شبه قوانین را زیر پا گذاشت ، دولت مداخله گری داشت ، قوانین دست و پا گیر تدوین کرد و بعد انتظار داشته باشیم که مردم ( چه سرمایه گذار خارجی و چه داخلی ) بیایند و در بخش های مختلف تولیدی و خدماتی سرمایه گذاری کنند . دوم اینکه نرخ بهره ی واقعی منفی ، موجب کاهش سپرده گذاری غیر دیداری و بلند مدت و خارج شدن سپرده های مردم از بانک ها و هدایت آن به سمت بازار کالاهای بادوام – از قبیل مسکن – شده است و در نتیجه بانک ها منابع لازم را برای سرمایه گذاری در طرح ها و پروژه های مختلف ندارند ( که البته به طور مصنوعی با دلارهای نفتی سرپا نگه داشته شده اند )
با این اوصاف ، چگونه انتظار می رود فردی که مقداری درآمد اضافه حاصل می کند ، آن را صرف پس انداز کند ؟
به نظر من ، نوع سیاست گذاری و سیستم اقتصادی خود بخشی از فرهنگ را می سازند . اگر نرخ بهره مقدار واقعی خود را بگیرد ، حجم پول بی رویه زیاد نشود و تورم کنترل شود ، اگر شرایط سیاسی کشور چه در داخل و چه در خارج آرام باشد ، اگر قوانین یک شبه عوض نشوند ، اگر حمایت های لازم از سرمایه گذار صورت گیرد ، اگر بازار سرمایه درست کار کند و دولت در کار آن مداخله نکند و اگر ... ، آنگاه مردم به سمت پس انداز تشویق می شوند ( چه آنکه ، پس انداز ، مصرف آتی است و اگر من بدانم که در آینده بهتر و بیشتر می توانم مصرف کنم ، ترجیحات مصرف فعلی ام متفاوت خواهد شد ) آن وقت است که فرهنگ پس انداز در کشور ساخته می شود .
توصیه های اخلاقی در زمینه چنین مسائلی ممکن است درکوتاه مدت ، بر گروهی از افراد تاثیر گذار باشند ، اما مطمئنا در بلند مدت کارایی و اثر بخشی خود را از دست خواهند داد . بهتر است مسئولین محترم به جای توصیه هایی از قبیل نکوهش مصرف و مدح پس انداز و سرمایه گذاری ، شرایط را برای پس انداز و سرمایه گذاری مهیا کنند و بی جهت از اخلاقیات ، در چنین مواردی ، خرج نکنند !!
پی نوشت :
میل نهایی به پس انداز (نرخ سپرده گذاری ) یک متغیر رفتاری در اقتصاد است . مثلا نرخ پس انداز در ژاپن ، بیش از 35% است در حالی که همین نرخ در آمریکا نزدیک به صفر است . ولی متغیرهای رفتاری نیز متاثر از سیاست گذاری های اقتصادی حکومت (دولت و بانک مرکزی ) است . تا زمانی که ساز و کار حاکم بر نظام اقتصادی بیمار باشد و تا زمانی که سیاست گذاری های اقتصادی نادرست و بدور از هر گونه منطق علمی باشد ، نباید انتظار داشت که معجزه ای رخ دهد . به نظر من پیش شرط تغییر در متغیر رفتاری ، سیاست ها و تصمیمات درست اقتصادی و خوب کار کردن اقتصاد است .


|