Tuesday, January 22, 2008

2 بازداشت دانشجویان چپ گرا و آزمون پیش روی جامعه ی مدنی

2) زمان دستگیری دانشجویان :
در خط سیر دوم ، باید نیم نگاهی به شرایط و وضع موجود انداخت ، به نظر من ، حاکمیت جمهوری اسلامی در این ماجرا ، هوشمندانه عمل کرد ، اگر توده ی مردم هنوز به مفهومی مثل آزادی عقیده (فارغ از مرز بندی های مذهبی ) اعتقاد ندارد و اگر با چسباندن عنوان بی خدا ، ضد مذهب ، ضد دین ، می توان حساسیت توده ی مردم نسبت به این افراد را خاموش ساخت ؛ زمانه انتخاب شده برای سرکوب طیف چپ گرای دانشجویی ، سکوت جریانات اصلاح طلب را به دنبال داشت .
گروهی از سیاسیون جامعه که تحت عنوان "اصلاح طلب" فعالیت می کنند و عموما خود را مدافع حقوق بشر می داند و حتی پس از انتخابات سوم تیر 84 جبهه ی دموکراسی خواهی و حقوق بشر تشکیل دادند، در ماجرای فوق با سکوت خود نشان دادند که سر دست یابی به قدرت و سهم خواهی از سفره ی رنگین قدرت که روزگاری نه چندان دور از خوان آن بی بهره نبودند ، با هیچ کس و هیچ مفهوم انتزاعی ای معامله نمی کنند ، حتی اگر آن مفهوم ؛ شعار آزادی بیان و عقیده باشد . و حتی اگر بدانند ، وقتی ماشین سرکوب به راه بیفتد ، دیگر چپ و راست نمی شناسد و هر مخالف و منتقدی را با خود می برد ...
در زمانه ای که دبیر شورای نگهبان با بی شرمی تمام ، قانون "اصل بر برائت است " را بی معنا می داند و خود تفسیری دلخواه از آن ارائه می دهد که بتواند اتفاقات زمستان 82 را تکرار کند ، طیف اصلاح طلب حاکمیت ، هرگز ، ریسک حمایت از دانشجویان را به خود نمی خرد و با سکوتی معنا دار چشم بر واقعیت زندانی شدن 40 نفر از دانشجویان ، سلب حقوق آنان ، و حتی کشته شدن یک دانشجو در بازداشت گاه سنندج می بندد .
پر واضح است که هیچ کس انتظار ندارد حزبی مثل جبهه ی مشارکت ، حامی و پیگیر کار دانشجویانی باشد که فرسنگ ها اعتقادات ، مرام سیاسی و خط مشی شان با ایشان متفاوت است . اما این انتظار می رود که کسانی که شعار "آزادی بیان" و "حقوق بشر" و ... از زبانشان نمی افتد ، و جمله ی "ایران ، برای تمام ایرانیان" بر پیشانی حزبشان نقش بسته است ، رفتار حاکمیت در رابطه با این دانشجویان را نقد کنند و حداقل آن را محکوم کند . (مگر آنکه احزاب اصلاح طلب نیز تفسری از حقوق بشر ارائه دهند که در آن انسانها را نه به ذات انسان بودنشان بلکه بر اساس عقاید ، باورها و مذهب مورد داوری قرار می دهد و اگر این گونه است ، بدا به حال جامعه ی ما که احزاب مدعی دموکراسی خواهی ، حقوق بشر خود در دام انحصار گرایی افتاده اند )
سوالی که برای من مطرح است ، این است که اصلاح طلبان اصولا به دنبال اصلاح چه چیزی هستند ؟ از چه رو خود را اصلاح طلب نامیده اند و آیا به دموکراسی و حقوق بشر معتقدند یا خیر ؟
اگر مراد اصلاح طلبان ، اصلاح قانون اساسی است ، چرا وقتی عده ای بحث رفراندوم را مطرح کردند ، با اتخاذ موضعی تدافعی ، مرز بندی خود را با ایشان اعلام داشته و به کرات خود را ملتزم و معتقد به قانون اساسی معرفی کردند ؟ اگر مراد از اصلاح ، اصلاح قوانین جاری کشور است ، چرا عملکرد موجهی در مجلس ششم نداشتند ( البته نباید تصویب برخی قوانین ، سنگ اندازی شورای نگهبان و حکم حکومتی از جانب رهبر سر ماجرای اصلاح قانون مطبوعات را از نظر دور داشت ) اما به نظر من ، نمایندگان مجلس ششم از فرصت موجود در دوران نمایندگی خود در مجلس کمال استفاده را نکردند و در حالی که دولت نیز همراه شان بود ، فرصت سوزی کردند . و حال معلوم نیست که در زمانه ای که دولت ولایی بر راس امور است حتی اگر اصلاح طلبان از فیلتر شورای نگهبان عبور کنند چه حرکث مثبتی بیش از آنچه در مجلس ششم انجام دادند می توانند انجام دهند ؟ (البته اگر اجبار به انتخاب بد و بدتر باشد ، گزینه ی بد عقلا بهتر از بدتر است )
و اگر مراد از اصلاح ، اصلاح حاکمیتی اقتداگرا ، غیر مسئول و غیر پاسخگو است که به تناوب قانون اساسی را به عنوان میثاق ملت و حکومت زیر پای می نهد ، آیا این سوال پیش نمی آید که برای اصلاح چنین حکومتی ، اصلاح خود شرط لازم برای پیروزی است ؟ و اگر کسانی که اصلاح طلب هستند و به دنبال اصلاح حکومت اند ، آیا شایسته نیست که ابتدا خود را اصلاح کرده و حداقل در عمل اخلاق سیاسی و صداقت گفتار و رفتار را سر لوحه کار خود قرار دهند ؟
چگونه است که اصلاح طلبان شعارهایی نظیر ، ایران برای تمام ایرانیان را سر می دهند ، خود را ملزم به قانون اساسی و از جمله اصل 27 قانون اساسی می دانند ، شعار دموکراسی خواهی و حقوق بشر و تکثر گرایی سر می دهند و اصرار به رعایت حقوق شهروندی دارند ، اما پای عمل که می رسد ، مانند رقبای خود در بخش دیگر حاکمیت – اصولگرایان – چشم بر رفتارهای فراقانونی و غیر قانونی حکومت بسته و از دادن یک بیانیه نه در روزنامه ها که حتی در سایت هایشان نیز طفره می روند ؟؟
و در آخر ، به نظر من ، اگر اصلاح طلبان به این سوال که اصولا ایشان دنبال اصلا چه چیزی هستند و به دموکراسی و حقوق بشر تا چه حد معتقدند ، پاسخ شفافی بدهند ، در انتخاب شدن و اقبال دوباره مردم به آنها موثر خواهد بود .
و در اینجا ، رفتار شجاعانه ی دکتر محسن کدیور را فراموش نمی کنم که در شب عاشورای امسال در حسینیه ارشاد با یاد کردن از دانشجویان ، صداقت خود را در دفاع از حقوقی مثل آزادی عقیده و حقوق زندانیان نشان دادند .