همان گونه که در بخش اول نوشتم ، تخریب و آلوده سازی محیط زیست همراه شیوه ی زیستی ما است. شاید اگر کسی بخواهد هیچ گونه آسیبی به محیط زیست نرساند باید به شیوه ی زندگی در غار و جنگل پناه ببرد . بشر امروزی آنقدر به وسایل و لوازم مدرن معتاد شده است که برایش زندگی بدون برق ، مواد شوینده ، کامپیوتر ، تلفن همراه و ... غیر ممکن و ناشدنی می نماید . کافیست یک روز موبایل خود را جا بگذارید ، حتما احساس کلافه بودن ، گم کردن چیزی و چیزی کم داشتن خواهید داشت.
حتی انسان هایی که به زندگی در روستا پناه می برند نیز مصون از عدم تخریب محیط پیرامونی خود نیستند ، هر چند که حجم تخریب به مراتب کمتر از شهر نشینی است.
علم امروز بر پایه ی آسایش بیشتر بشر در گرو این گزاره عقلانی که قیمت تمام شده ی کالا و خدمات هر چه کمتر باشد به پیش رفته است و از این جهت مثلا تولید خودروی بنزینی در مقابل خودروی خورشیدی ، به صرفه تر و بهینه است. و خودروی خورشیدی در مقابل خودروی بنزینی تولید نمیشود. یا چون برقی که توسط نیروگاه گازی تولید میشود ارزان تر از نیروگاه بادی است؛ حجم تولید برق با روش اول بیشتر از روش دوم است و ... . امروزه که هزینه فرصت استفاده از آب و خاک و هوا به نسبت گذشته بالاتر رفته است تازه مواردی مثل مثال های فوق مطرح شده است.
بازگشت به زندگی غارنشینی ناممکن است ، اما سعی داشتن در تخریب کمتر محیط زیست و کمک به بهبود وضع موجود گزینه ی ممکن است. "سعی " ای که در شرایط موجود قیمت گذاری انرژی در ایران سخت تر از جاهای دیگر است و جز توصیه های اخلاقی توجیهی برای آن موجود نمیباشد و البته همه میدانیم که پای بندی به چنین توصیه ها و تعهدهایی چقدر شکننده است!
و اما اعترافات من :
قبل از اعتراف کردن ، باید بگویم که من نسبت به محیط زیست و اطرافم خیلی حساسم و سعی می کنم تا جای ممکن کمتر آسیب بزنم ولی هنوز در موارد زیادی ضعف دارم از جمله :
1) همچنان میزان آب مصرفی من موقع حمام کردن بالا است و البته بخش زیاد آن مربوط به سرد بودن فضای حمام است.
2) در شست و شوی لباس هایم بصورت دستی، استفاده ام از برخی مواد شوینده مثل سفید کننده بالا است.
3) در کودکی ام ، تعداد معنتابهی مارمولک را مورد اذیت و آزار قرار دادم، آنها را می گرفتم و در شیشه مدتی نگه می داشتم و بعد آزادشان می کردم.
4) هر چقدر هم بخواهم انسان سبزی بشوم نمی توانم از کشتن سوسک صرف نظر کنم. البته از مواجه شدن با سوسک چندشم می شود و ترجیح می دهم عمل کشتن سوسک را کسی دیگر انجام دهد. اما اگر تنها باشم با قساوت تمام سوسک را می کشم .
5) تفکیک زباله ها را خوب انجام نمی دهم.
6) از کیسه ی فریزری زیاد استفاده می کنم .
و چند مورد که فکر می کنم به محیط زیست کمک می کند:
1) تا جای ممکن از وسایل نقلیه عمومی برای سفرهای دورن شهری ام استفاده می کنم .
2)در مصرف کاغذ تا جای ممکن صرفه جویی می کنم ، هر چند که هنوز برایم خواندن از روی کامپیوتر خیلی سخت است و متن هایی که زیاد بهشان احتیاج داشته باشم پرینت می گیرم ، اما همیشه هم برای استفاده بهینه از کاغذ و کاهش هزینه ها دو رو پرینت می گیرم .
3) روی مصرف آب خیلی حساسم و موقع ظرف شستن و مسواک کردن تا جای ممکن کم آب استفاده می کنم .
4) روی مصرف انرژی نیز حساسم ، همیشه لامپ های اضافه را خاموش می کنم. در زمستان ها با تاپ و شلوارک نمی گردم تا بخاری / شوفاژ را تا درجه ی آخر زیاد کنم ( هر چند که لباس آستین کوتاه راحت تر و خوشایندترم باشد)
5) تا جای ممکن سعی می کنم کاغذ ها را با آشغال های دیگر دور نریزم .
6) از مصرف غذاهای آماده ، کنسروها و ... تا جای ممکن اجتناب می کنم .
***
همان طور که در پست قبل گفتم ، برای حفظ وضعیت موجود نیازمند اجماع تمام کشورها هستیم ، اما این اجماع در شرایط فعلی به علت موازنه ی قدرت موجود اتفاق نمیافتد. به نظر من حال که دولت ها نمی خواهند مسئله را حل کنند ، محیط زیست وظیفه ی انسانی تک تک ما میشود. پیشنهاد من این است که هر کدام از ما در طی یک زمان مشخص ( مثلا یک ماه ) سعی کنیم یکی از عادت های تخریبی مان را کنار بگذاریم یا آن را به عادتی سبز تبدیل کنیم. برای این کار هر فردی لازم است که لیستی از کارهای تخریبی اش تهیه کند و به مرور سعی کند یکی از کارهای مضرش را کنار بگذارد.
سیگاری ها ، ته سیگار خود را روی زمین نیندازند ، آنها که از اول تا آخر حمام دوش را باز می گذارند به مرور سعی کنند میزان آب مصرفی خود را کاهش دهند ، لامپ های برق را بیهوده روشن نگذاریم . نسبت به تنظیم بودن اتومبیل خود حساس باشیم و به محض ایجاد نقص فنی در آن نسبت به تعمیر آن مبادرت کنیم. از مواد شوینده و پاک کننده تا جای ممکن کم استفاده کنیم. حواسمان باشد که هر برگ کاغذ یعنی بخشی از یک درخت ، یعنی یک زندگی ! . از وسایل نقلیه عمومی بیشتر استفاده کنیم. بجای غذاهای آماده از غذاهای خانگی استفاده کنیم . کاغذهای باطله را جداگانه جمع کنیم و به جاهایی که زباله ی کاغذی می گیرند ( مثل پکا) بدهیم و ....
هر کدام از ما می توانیم با تصحیح شیوه ی زندگی کردنمان ( و نه لزوما بازگشت به غار نشینی ) نسبت به محیط زیست و طبیعت اطرافمان مسئولانه تر برخورد کنیم .
آیا این گونه ، اخلاقی تر نیست ؟ و آیا برای انسانی تر و اخلاقی تر زیستن ، مسئول بودن نسبت به اطرافمان یک قدم ابتدایی نیست ؟
پی نوشت :
اینجا ، لینک آهنگ وبلاگم را گذاشتم . به درخواست شمع سحر .